تبلیغات
داستان كوتاه مطالب جالب و خواندنی مقاله آموزشی - آیا خداوند شر را آفریده است ؟!
 
داستان كوتاه مطالب جالب و خواندنی مقاله آموزشی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : lion4
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟` دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: "بله."استاد پرسید: "هر چیزی را؟"
پاسخ دانشجو این بود: "بله هر چیزی را."
استاد گفت: "در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد."
برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.
ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: "استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته."
دانشجو پرسید: "آیا سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟"
دانشجو پاسخ داد:
"البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم."
دانشجو ادامه داد: "و تاریکی؟"
استاد پاسخ داد: "تاریکی وجود دارد."
دانشجو گفت:
"شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم."
و سرانجام دانشجو پرسید:
- "و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟
"خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود."
و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.

و نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود..؛




نوع مطلب : داستانك، 
برچسب ها : خداوند، وجود خدا، استاد دانشگاه، استاد، دانشجو، ایمان، اعتقاد، سرما، تاریکی، منشور، نیکولز، تنوع رنگهای، آلبرت انیشتین، منشور نیکولز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 شهریور 1390
lion4
سه شنبه 28 شهریور 1396 02:26 ق.ظ
Hi! This is kind of off topic but I need some guidance
from an established blog. Is it tough to set up your own blog?
I'm not very techincal but I can figure things out pretty quick.
I'm thinking about making my own but I'm not sure where to start.
Do you have any points or suggestions? Appreciate it
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:32 ب.ظ
Hi there, just became alert to your blog through Google, and found that it is truly informative.
I'm going to watch out for brussels. I will appreciate if you continue this
in future. Lots of people will be benefited from your writing.
Cheers!
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:23 ق.ظ
I was able to find good advice from your blog articles.
شنبه 14 مرداد 1396 03:10 ب.ظ
Wow, fantastic weblog structure! How long have you ever been blogging for?
you made running a blog look easy. The total glance of your site
is fantastic, let alone the content material!
یکشنبه 8 مرداد 1396 10:50 ق.ظ
What i do not understood is in fact how you are not actually much more well-preferred than you might be now.
You're very intelligent. You understand thus
considerably in terms of this subject, made me personally imagine
it from so many varied angles. Its like men and women don't seem to be interested except it's one
thing to accomplish with Girl gaga! Your own stuffs nice.
At all times take care of it up!
شنبه 7 مرداد 1396 10:48 ق.ظ
It's not my first time to visit this site, i am browsing this web site dailly and take
pleasant facts from here every day.
شنبه 7 مرداد 1396 10:11 ق.ظ
First off I would like to say great blog! I had a quick question in which I'd like to ask if you don't mind.
I was interested to find out how you center yourself
and clear your thoughts before writing. I've had a difficult time clearing my thoughts in getting my ideas out there.

I truly do take pleasure in writing however it just
seems like the first 10 to 15 minutes are wasted just trying
to figure out how to begin. Any suggestions or hints? Appreciate
it!
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:07 ق.ظ
I'm now not positive where you're getting your information, however good topic.
I needs to spend some time learning much more or working out more.

Thank you for magnificent information I was in search of this info for my mission.
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:28 ب.ظ
Hey there! This is kind of off topic but I
need some help from an established blog. Is it hard to set up your own blog?
I'm not very techincal but I can figure
things out pretty quick. I'm thinking about creating my own but I'm not sure
where to start. Do you have any tips or suggestions? Thank you
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر